پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۴

بنمای آتشین رخ و مست شراب شو

ماییم و پاره جگری گو کباب شو

برخیز اگر هوای صبوحیست ایگلت

حاجت بصبح نیست تو خود آفتاب شو

خود را مده بخواب که دارم حکایتی

بشنو فسانه من و آنگه بخواب شو

یکباره عاشق از در خود همچو سگ مران

گاهی بلطف کوش و گهی بر عتاب شو

یا چشمه حیات بپوش ای خضر ز خلق

یا دستگیر تشنه بیک جرعه آب شو

کشتی باده کشتی نوحست پیش ما

گو سیل غم ببار و جهان گو خراب شو

تا کی عذاب دوزخ هجران کشد کسی

اهلی ببر ز خویش و خلاص از عذاب شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۶تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
  2. شمارهٔ ۱۲۲۷تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
  3. شمارهٔ ۱۲۲۸سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
  5. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  6. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
  7. شمارهٔ ۱۲۳۲مشتی مگسانیم سپند شکر تو
  8. شمارهٔ ۱۲۳۳قدر ارباب وفا نیست بخاک در تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.