پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲۲

هرگز دلم ملول نگشت از جفای او

تا زنده ام خوشم چو بمیرم فدای او

آن گل نهاده در ره من صد هزار خار

من خار راه رفته بمژگان برای او

از عمر بیوفای خودم در عجب که چون

کرد اینوفا که کشته شدم در وفای او

ما را طواف کعبه چه حاجت که میکده

صد کعبه در طواف در آرد صفای او

عالم خراب گنج زر و رند می پرست

در عالمی که گنج زرست اژدهای او

دانی که مرغ دل همه در اضطراب چیست

در اضطراب آنکه بمیرد بپای او

اهلی در آشنایی و یاری ز جور اوست

بیگانه یی که کس نشود آشنای او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲۴بنمای آتشین رخ و مست شراب شو
  2. شمارهٔ ۱۲۲۵به وفای او که گرم کشد نکنم فغان ز جفای او
  3. شمارهٔ ۱۲۲۶تو آب خضری و ما تشنه عاشقان از تو
  4. شمارهٔ ۱۲۲۷تا کی ز دهانش بود ایدل سخن تو
  5. شمارهٔ ۱۲۲۸سهل است نقد دین و دل گر صرف شد در کوی تو
  6. شمارهٔ ۱۲۲۹آن بزم عیش ساقی و جام شراب کو
  7. شمارهٔ ۱۲۳۰بر نقش شیرین کوهکن گریید چشم زار او
  8. شمارهٔ ۱۲۳۱پیش پای خود ببین شاد از غم مردم مشو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.