پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱۴

صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگو

من مرغ زیرکم ندهم دل برنگ و بو

من کیستم که دولت وصلش کنم خیال

خوش دولتی است گر گذرم در خیال او

در کعبه شرف چو سعادت نشد رفیق

اینهم سعادتی است که میرم بجستجو

داند که ملک حسن بود زان او از آن

شاهانه میکند سخن آنشوخ تندخو

اهلی بسوز اگر هوست پاکدامنی است

کین خرقه تو پاک نگردد بشست و شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۶نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۷دلش رمیده شد آهو ز چین کاکل او
  3. شمارهٔ ۱۲۱۸همچو رخسار تو در عالم گلی بیخار کو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۹گرچه به تیغ جفا سینه فکارم از او
  5. شمارهٔ ۱۲۲۰بسوخت جان مرا اشتیاق خدمت تو
  6. شمارهٔ ۱۲۲۱ای دلم چون پسته از شور نمک بریان تو
  7. شمارهٔ ۱۲۲۲هرگز دلم ملول نگشت از جفای او
  8. شمارهٔ ۱۲۲۳از کفر و دین بری شده ام از برای تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.