پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۷

ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو

ولی بی اختیارم شوق می آرد بسوی تو

اگر مهر تو و بخت من بد روز این باشد

ز دنیا بایدم رفتن بداغ آرزوی تو

ندارم طاقت نادیدنت هرچند میدانم

که سوزم میشود افزون چو می بینم بروی تو

چو تاب صحبتم نبود همان بهتر که بنشینم

بخاک آستان و گوش دل بر های و هوی تو

تو هم یادیکن از اهلی بپرس از حال او باری

که آنبیچاره عمرش صرفشد در گفتگوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۹ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
  2. شمارهٔ ۱۲۱۰خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او
  3. شمارهٔ ۱۲۱۱مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۲سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۱۳از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۴صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۵غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین تو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۶نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.