پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۸

هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو

بازآ که گناه از من و لطف و کرم از تو

پیش آ قدمی تا بسپارم بتو جان را

جان باختن از جانب من یک قدم از تو

خورشید جهانی تو و ما سوخته حالان

آن ذره، که داریم وجود از عدم تو

هرگز بجز از شکر عطای تو نگفتیم

با آنکه هزاران گله داریم هم از تو

گر تشنه لبی را بدهی جرعه آبی

دریای حیاتی، نشود هیچ کم از تو

اهلی غم خود خور که بتانرا غم کس نیست

گر کشته شوی نیز کسی را چه غم از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱۰خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او
  2. شمارهٔ ۱۲۱۱مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
  3. شمارهٔ ۱۲۱۲سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
  4. شمارهٔ ۱۲۱۳از بسکه نازک است چو گل طبع و خوی تو
  5. شمارهٔ ۱۲۱۴صیدم نکرد غنچه لبی جز بگفتگو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۵غم نیست کز زهر بلا تلخی کشد مسکین تو
  7. شمارهٔ ۱۲۱۶نازکتر از گل است بسی طبع و خوی تو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۷دلش رمیده شد آهو ز چین کاکل او
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.