پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۳

گرچه از داغ تو سوزد دل بیحاصل من

نزنم دم که کسی بو نبرد از دل من

جز سفال سگ کویت نشود خاک تنم

غیر از این خاصیتی نیست در آب و گل من

خانه روشن نشود تا تو نیایی ز درم

که چراغی نبود غیر تو در محفل من

صید بی بختم اگر دوست بسنگم نکشد

عجبی نیست که ننگش بود از بسمل من

آفتاب از مژه جاروب زند خاک درم

که مشرف کند آن شاه بتان منزل من

مشکلی سخت بود مفلسی و رنج خمار

هم مگر پیر مغان حل کند این مشکل من

اهلی افسوس که از وصل چراغ رخ دوست

شمع مقصود نیفروخت دل غافل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۵پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
  2. شمارهٔ ۱۲۰۶تا به کی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
  3. شمارهٔ ۱۲۰۷ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۸هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
  5. شمارهٔ ۱۲۰۹ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
  6. شمارهٔ ۱۲۱۰خورشیدوار هرکه دلش سوخت داغ او
  7. شمارهٔ ۱۲۱۱مرغ دلم که کشته شد از چشم مست تو
  8. شمارهٔ ۱۲۱۲سایم همه شب روی خود بر خاک دور از روی تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.