پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰۰

تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن

احرام کعبه جان گر میکنی چنین کن

از زخم ناوک غم شد سینه رخنه رخنه

گر حال دل ندانی آن را قیاس این کن

جادو وشان بیدین در بند دستبردند

بهر خدا که دستی بیرون از آستین کن

دارم گمان که لعلت جانبخش چونمسیح است

بگشا لب و گمانم یکبارگی یقین کن

هنگام برق غیرت یک خرمن است کاهی

ای خرمن نکویی رحمی بخوشه چین کن

جان حزین تواند کز قید تن گریزد

اهلی تو گر توانی فکر دل حزین کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰۲مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من
  2. شمارهٔ ۱۲۰۳گرچه از داغ تو سوزد دل بیحاصل من
  3. شمارهٔ ۱۲۰۴ز بهر جان نتوانم نظر برید از تو
  4. شمارهٔ ۱۲۰۵پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
  5. شمارهٔ ۱۲۰۶تا به کی چون سگ بنالد عاشق شبگرد او
  6. شمارهٔ ۱۲۰۷ز جور مدعی گویم که کم آیم بکوی تو
  7. شمارهٔ ۱۲۰۸هرچند که دیدم همه جور و ستم از تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۹ای خلق جهانی همه مست طرب از تو
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.