پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹۶

نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من

مپرس از بیوفایی کان نمیپرسد خدا از من

دلم چون نافه خونشد در وفاداری و دلشادم

که با هر کسکه باشد میدهد بوی وفا از من

نه تنها من ترا خواهم که شهری همچو من خواهد

تو صد جا دوستان داری بیاد آری کجا از من

مرا هرچند با خال و خطت جان در میان باشد

خطت خضرست و نوشد چشمه آب بقا از من

دل آواره چون مجنون نمیپرسد ز من هرگز

گرش جایی خبر یابی بپرس ایصبا از من

بمحشر رشته ز ناز دستاویز من باشد

اگر دست اجل نستاند این سررشته را از من

هلاک خود چو خواهم در دعا اهلی تو آمین گو

که در این حاجت آمین از تو میباید دعا از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۸کی مدعی نهد سر در سجده نکویان
  2. شمارهٔ ۱۱۹۹بیا ای عشق جان‌سوز آتشم در جان محزون زن
  3. شمارهٔ ۱۲۰۰تن را بسوز و جانرا با دوست همنشین کن
  4. شمارهٔ ۱۲۰۱خون شد ز بخت بد جگر لخت‌لخت من
  5. شمارهٔ ۱۲۰۲مجنون منم در عهد تو لیلی تو در دوران من
  6. شمارهٔ ۱۲۰۳گرچه از داغ تو سوزد دل بیحاصل من
  7. شمارهٔ ۱۲۰۴ز بهر جان نتوانم نظر برید از تو
  8. شمارهٔ ۱۲۰۵پای سگی که دیده ام شب به در سرای او
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.