پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۸

مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن

درون مدعی مشکل که پاک از کین توان کردن

نه از باد هوا هرکس ازین گلشن برد بویی

بصد خون جگر چون گل نفس مشکین توان کردن

اگر خون جگر باشد که مشک چین شود اما

نه هر خون کز جگر پالود مشک چین توان کردن

تو زان من نخواهی شد مگو خواهم شدن باری

بدین حیلت مگر دل را گهی تسکین توان کردن

شنیدم زیر لب دایم دعای مردنم گویی

همه عمر از هوای این دعا آمین توان کردن

مرا یاد تو ایمان است و اینم زنده میدارد

دریغا بعد مرگ این نکته را تلقین توان کردن

میسر کی شود خواب فراغت در جهان اهلی

مگر خشت در میخانه را بالین توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹۰باده می‌نوش و بدین مشغله می‌گذران
  2. شمارهٔ ۱۱۹۱من زار و دل غمزده هم زار تر از من
  3. شمارهٔ ۱۱۹۲ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
  4. شمارهٔ ۱۱۹۳سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
  5. شمارهٔ ۱۱۹۴درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
  6. شمارهٔ ۱۱۹۵من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
  7. شمارهٔ ۱۱۹۶نپرسد جز وفا چیزی خدا روز جزا از من
  8. شمارهٔ ۱۱۹۷به اعتقاد وفا بر کس اعتماد مکن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.