پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۴

گر با من مستی حذر از بیهده گو کن

در سینه من آی و در فتنه فرو کن

چون غنچه دمد بوی ترا ایگل ز دل من

زنهار که بشکاف دل ریشم و بو کن

ای قبله پرست از بت ما شرم نداری

تا چند کنی سجده گل روی باو کن

کاری نکنی دیده زهاد که شورست

ساقی می ازین طایفه پنهان بسبو کن

چوگان سر زلف بر آور بسر دوش

سرهای عزیزان همه در معرکه گو کن

ای تشنه می شیره رز آب حیاتست

تا زهر نگردد حذر از عربده جو کن

رخسار نکو آینه صنع الهی است

اهلی به ادب سجده آن روی نکو کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  2. شمارهٔ ۱۱۸۷در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
  3. شمارهٔ ۱۱۸۸مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
  4. شمارهٔ ۱۱۸۹آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
  5. شمارهٔ ۱۱۹۰باده می‌نوش و بدین مشغله می‌گذران
  6. شمارهٔ ۱۱۹۱من زار و دل غمزده هم زار تر از من
  7. شمارهٔ ۱۱۹۲ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
  8. شمارهٔ ۱۱۹۳سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.