پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۶

وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن

تلخی زهر اجل در دل من شیرین کن

من نگویم که مرا عشوه وصل تو دواست

تو بهر شیوه که خواهی دل من تسکین کن

سیرت از غمزه دیدار نشاید دیدن

یکنفس خواب کن و دیده من بالین کن

گر بر آنی که پس از مرگ به کوثر برسم

یک دو حرف از لب شیرین خودت تلقین کن

دیده ام پاس خیالت تو بخار مژه داشت

ناوک خود همه در دیده من پرچین کن

زرد رویم مهل ای گریه درین آخر عمر

چون خزان چهره‌ام از خون‌جگر رنگین کن

در خم زلف تو اهلی دل مسکین خون کرد

زلف مشکین بگشا فکر دل مسکین کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۸مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
  2. شمارهٔ ۱۱۸۹آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
  3. شمارهٔ ۱۱۹۰باده می‌نوش و بدین مشغله می‌گذران
  4. شمارهٔ ۱۱۹۱من زار و دل غمزده هم زار تر از من
  5. شمارهٔ ۱۱۹۲ایدل به غم بساز و وصالش طلب مکن
  6. شمارهٔ ۱۱۹۳سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
  7. شمارهٔ ۱۱۹۴درد از طبیب گرچه نهفتن نمی توان
  8. شمارهٔ ۱۱۹۵من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.