پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۹

از در کعبه چه حاصل به در یار نشین

روی بر دوست کن و پشت به دیوار نشین

گر دلت تیره بود رشته تسبیح چه سود

سینه صافی کن و در حلقه ز نار نشین

در صف میکده سجاده نگنجد ایشیخ

بفکن این بار غم از دوش و سبکبار نشین

اینزمان کان قد رعنا به خرامش برخاست

یکدم ای کبک خرامنده ز رفتار نشین

منکه با یار نشینم ز جهانم چه خبر

گو بطعنم همه بر خیز و در انکار نشین

وصل یوسف طلبی پرده ناموس بدر

چون زلیخا بدر آ بر سر بازار نشین

کار ما از صف مسجد نگشاید اهلی

یک قدم پیش نه و در صف خمار نشین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۱شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  2. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  3. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  4. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  5. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  6. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  7. شمارهٔ ۱۱۸۷در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
  8. شمارهٔ ۱۱۸۸مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.