پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۲

خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان

جانرا بر آستین نه و بر دوست برفشان

صحبت خوشست و ناخوشم از غیر می کجاست

تا کم کنند درد سر خویش ناخوشان

تا کی عذاب جان کشم از زاهدان خشک

بد دوزخیست صحبت افسرده آتشان

ما زهر غم خوریم و حسودان بفکر ما

یارب حسود را هم ازین چاشنی چشان

ایشمع حسن بهر چه برخاستی بخشم

بنشین بلطف و آتش کین را فرونشان

کشتی به بی نشانی ام اما بخون چو مرغ

چندان طپم که دامنت از خون کنم نشان

اهلی تو با بتانی و ما با سگان در

با سرکشان خوشی تو و ما با جفا کشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  2. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  3. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  4. شمارهٔ ۱۱۸۷در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
  5. شمارهٔ ۱۱۸۸مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
  6. شمارهٔ ۱۱۸۹آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
  7. شمارهٔ ۱۱۹۰باده می‌نوش و بدین مشغله می‌گذران
  8. شمارهٔ ۱۱۹۱من زار و دل غمزده هم زار تر از من
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.