پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۸

کام دلم از وصل بیک سجده روا کن

اینکار نه از بهر من از بهر خدا کن

محنت زده و تیره دل از شام فراقم

ای صبح سعادت نظری جانب ما کن

داغیست ز تبخاله می بر لب لعلت

زخم دل مارا هم ازین داغ دوا کن

گر عرضه کنی حال خود ای باد بر آنگل

درد دل ما از سخن خویش ادا کن

چون زلف بتان کار ز تدبیر به پیچست

خواهی که شود راست بتقدیر رها کن

گر یار کند ناز، ترا کار نیازست

هرچند که دشنام دهد دوست دعا کن

اهلی نه تو گفتی که شوم کشته بپایش

بر عمر وفا نیست تو بر عهد وفا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۰لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
  2. شمارهٔ ۱۱۸۱شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  3. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  4. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  5. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  6. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  7. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  8. شمارهٔ ۱۱۸۷در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.