پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۷

ایشوخ پر کرشمه کم التفات من

تلخست بی لب شکرینت حیات من

من جرعه حیات هوس داشتم ز خضر

خط لبت نوشت بکوثر برات من

آب دهان بخاک فکندی و خضر گفت

ایخاک رهگذار تو آب حیات من

با آن فسون غمزه چه سنجد فسانه ام

باطره ات چکار کند ترهات من

چون میرم از هوای تو خوانند عاشقان

درس وفای عشق ز لوح وفات من

عیسی دمی که میکشد و زنده میکند

او را چه غم بود ز حیات و ممات من

اهلی بعشقبازی و منصوبه غمت

مجنون که شاه عرصه عشق است مات من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۹از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
  2. شمارهٔ ۱۱۸۰لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
  3. شمارهٔ ۱۱۸۱شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  4. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  5. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  6. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  7. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  8. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.