پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۶

دل که جای تست چون سازیم جای دیگران

چون ترا بیرون کنیم از دل برای دیگران

ما خود اندر کنج غم سوزان بتاریکی ز بخت

برق آه ما بود شمع سرای دیگران

ذره ذره گر کند خورشید عشقش جان ما

ذره یی هرگز نبینی در هوای دیگران

درد خود را از خموشی ساختم درمان ولی

سوزم از طعن و نمیدانم دوای دیگران

دور افکندی ز خود چونمرغ بسمل وقت قتل

می طپم در خون که میمیرم بپای دیگران

هرکه شد بی بهره از نور رخت ای آفتاب

سایه وار افتد بغیبت در قفای دیگران

غرقه غم اهلی از بیگانگیهای تو شد

ور بخون گردد نگردد آشنای دیگران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۸کام دلم از وصل بیک سجده روا کن
  2. شمارهٔ ۱۱۷۹از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
  3. شمارهٔ ۱۱۸۰لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
  4. شمارهٔ ۱۱۸۱شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  5. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  6. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  7. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  8. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.