پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷۵

سگ این درم بسنگی دل من صبور میکن

وگر از درم برانی نگهی ز دور میکن

تو اگر چو گل بسوزی دل صد هزار عاشق

چه غمت بود ولیکن حذر از غرور میکن

من اگر چو ابر گریم ز جفای غیبت تو

تو چو برق خنده باری ز سر حضور میکن

بکمند عشق ایدل چه سر سرور داری

سر خود برون بر آنگه طلب سرور میکن

من از آنرخ چو حورم ببهشت نقد زاهد

تو بنسیه حور عین را طلب از قصور میکن

ز غبار تن برون آی پس از آن بدیده جان

نگه از چراغ حسنش لمعات نور میکن

به خمار هجر اهلی همه شب چرا نشینی

ز خیال او صبوری بمی طهور میکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷۷ایشوخ پر کرشمه کم التفات من
  2. شمارهٔ ۱۱۷۸کام دلم از وصل بیک سجده روا کن
  3. شمارهٔ ۱۱۷۹از در کعبه چه حاصل به در یار نشین
  4. شمارهٔ ۱۱۸۰لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان
  5. شمارهٔ ۱۱۸۱شاه حسنی یکنظر سوی گدای خود ببین
  6. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  7. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  8. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.