پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۰

لبز غم تو خشک شد دیده تر هم آنچنان

سوخت جگر بداغ دل خون جگر هم آنچنان

ایگل خوش نسیم من رفتی و بلبل ترا

گریه شب بحال خود آه سحر هم آنچنان

سبزه دمید و خشک شد لاله شکفت و برگ ریخت

نرگس مست را بگل میل نظر هم آنچنان

عمر گذشت و خاطرم باز نیامد از غمت

خانه جان خراب شد دل بسفر هم آنچنان

نوش تو برد هوش ما سیر نمیشویم از آن

مست شدند طوطیان ذوق شکر هم آنچنان

آب ببرد بحر و بر خاک بخورد گنج زر

گوهر اشک من همان روی چو زر هم آنچنان

اهلی بت پرست اگر گشت بتو به حقپرست

توبه شکست و مست شد مست دگر هم آنچنان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۲خواهی که عاشقانه سماعت کند خوشان
  2. شمارهٔ ۱۱۸۳سخن بگو و دل از من بیک سخن بستان
  3. شمارهٔ ۱۱۸۴گر با من مستی حذر از بیهده گو کن
  4. شمارهٔ ۱۱۸۵بر توسن ناز آنپسر میتاخت چون برق یمان
  5. شمارهٔ ۱۱۸۶وقت مرگ از سخنی درد مرا تسکین کن
  6. شمارهٔ ۱۱۸۷در غنچه چو گل تا بکیی گوش بمن کن
  7. شمارهٔ ۱۱۸۸مزاج زهر اگر کوشش کنی شیرین توان کردن
  8. شمارهٔ ۱۱۸۹آن جوان عاجز کش و من ناتوانی اینچنین
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.