پرش به محتوای اصلی

ساغر کنگاوری

غزلیات

۱۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  2. شمارهٔ ۶۲ پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  3. شمارهٔ ۶۳ چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
  4. شمارهٔ ۶۴ هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  5. شمارهٔ ۶۵ از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۶۶ تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  7. شمارهٔ ۶۷ بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  8. شمارهٔ ۶۸ مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  9. شمارهٔ ۶۹ دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
  10. شمارهٔ ۷۰ در غربتم شکیب نماند از دیار و یار
  11. شمارهٔ ۷۱ چه زنم با تو من ای ترک دم از صلح و ستیز
  12. شمارهٔ ۷۲ نظر به حال من و دل نکرد یار امروز
  13. شمارهٔ ۷۳ سحرگه که زند پیر دیر بر ناقوس
  14. شمارهٔ ۷۴ بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
  15. شمارهٔ ۷۵ من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورش
  16. شمارهٔ ۷۶ تعالی الله زهی طالع که دیدم روی نیکویش
  17. شمارهٔ ۷۷ شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویش
  18. شمارهٔ ۷۸ صبا آهسته‌تر بگذر ز چین زلف مشکینش
  19. شمارهٔ ۷۹ خوش است باده دلکش ز دست ساقی مه‌وش
  20. شمارهٔ ۸۰ ما و سفال میکده جمشید و جام خویش
  21. شمارهٔ ۸۱ ما گذشتیم به عشقت ز مراد دل خویش
  22. شمارهٔ ۸۲ یار چون سست گشت پیمانش
  23. شمارهٔ ۸۳ دل خلق جهان پریشانش
  24. شمارهٔ ۸۴ سر چو گوی افکنم به میدانش
  25. شمارهٔ ۸۵ همین نه مستی و عشق است باده راز خواص
  26. شمارهٔ ۸۶ مرا دلی‌ست پر از عشق و خالی از اغراض
  27. شمارهٔ ۸۷ حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
  28. شمارهٔ ۸۸ دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
  29. شمارهٔ ۸۹ سلطان دادگستر عشق جهان مطاع
  30. شمارهٔ ۹۰ خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ
  31. شمارهٔ ۹۱ نوبهار است و فصل باده و باغ
  32. شمارهٔ ۹۲ دام بلاست این تن خاکی ز جان دریغ
  33. شمارهٔ ۹۳ با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف
  34. شمارهٔ ۹۴ ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف
  35. شمارهٔ ۹۵ دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
  36. شمارهٔ ۹۶ بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاق
  37. شمارهٔ ۹۷ اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
  38. شمارهٔ ۹۸ روز ازل نوشت قضا چون برات عشق
  39. شمارهٔ ۹۹ دل پاک و دیده پاک و قدح پاک و باده پاک
  40. شمارهٔ ۱۰۰ ای عارض تو رشک پری غیرت ملک
  41. شمارهٔ ۱۰۱ ای از فروغ مهر رخت ماه منفعل
  42. شمارهٔ ۱۰۲ نه واعظ و نه محتسب آن جا نه قال و قیل
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ایام عمر می‌شمرد دور ماه و سال
  44. شمارهٔ ۱۰۴ آن شب که قرین جام گشتم
  45. شمارهٔ ۱۰۵ با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام
  46. شمارهٔ ۱۰۶ باز مستانه برون از در خمار شدیم
  47. شمارهٔ ۱۰۷ شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  48. شمارهٔ ۱۰۸ برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  49. شمارهٔ ۱۰۹ تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  50. شمارهٔ ۱۱۰ گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  51. شمارهٔ ۱۱۱ بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  53. شمارهٔ ۱۱۳ من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  55. شمارهٔ ۱۱۵ گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  56. شمارهٔ ۱۱۶ بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم

متن اشعار به نقل از گنجور.