پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

نظر به حال من و دل نکرد یار امروز

گذشت کار من و کار دل ز کار امروز

نسیم نکهتی از تار زلف یار نداشت

ز زلف یار شدم تیره‌روزگار امروز

بهار لاله و گل بشکفد ببین که شکفت

ز طرف روی توام طرفه نوبهار امروز

عزای سرو و گل و لاله باغبان دارد

مگر به باغ شد آن شوخ گل‌عذار امروز

جرس ز حالت مجنون به ساربان نالد

مگر که ناقه لیلی‌ست در قطار امروز

ز عیش کام طرب جو مجوی فرصت وقت

به کام‌بخشی فردا چه اعتبار امروز

به حکم شرغ فقیهم برون ز مسجد کرد

فنا و مستی و دیوانگی به کار امروز

خراب باده دوشینه‌ام چنان ساقی

که جوش می‌زند اندر سرم خمار امروز

چه غم ز دشت فردای حشر ساغر را

که در دلش بود اخلاص هشت و چار امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴بگذر ای ناصح ز پندم بس کن این افسانه بس
  2. شمارهٔ ۷۵من از خمخانه دیدم آن چه موسی دید در طورش
  3. شمارهٔ ۷۶تعالی الله زهی طالع که دیدم روی نیکویش
  4. شمارهٔ ۷۷شب تا سحر به یاد رخ و زلف یار خویش
  5. شمارهٔ ۷۸صبا آهسته‌تر بگذر ز چین زلف مشکینش
  6. شمارهٔ ۷۹خوش است باده دلکش ز دست ساقی مه‌وش
  7. شمارهٔ ۸۰ما و سفال میکده جمشید و جام خویش
  8. شمارهٔ ۸۱ما گذشتیم به عشقت ز مراد دل خویش
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.