پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

ما گذشتیم به عشقت ز مراد دل خویش

چه کند چاره کسی چون نرود کار از پیش

آشنای ره عشقیم و گدای در دوست

فارغیم از غم بیهوده بیگانه و خویش

ریخت خوناب جگر دیده‌ام از دست فلک

تا چه سازد به قلک آتش آه دل ریش

طمع عقل و دل و دین دگر از ما مکنید

که اسیریم به عشق صنم کافرکیش

ما ننالیم ز توفان بلا در ره دوست

هر چه از دوست برآید همه نوش است نه نیش

من درویش گدای سر کویی شده‌ام

که در آن کوی بود شاه گدای درویش

زاهدان را به ملک می‌نرسد سوز دعا

صوفیان را ز فلک می‌گذرد دود هشیش

رهرو منزل عشقم به بیابان فنا

دورم از صومعه شیخ و کلیسای کشیش

ای برادر چو بد و نیک جهان در گذر است

مشو آزرده دل از پست و بلند و کم و بیش

زاهد و باده پرستی من و تقوی و صلاح

ساغر است هر دو خلاف است نچسبد به سریش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳دل خلق جهان پریشانش
  2. شمارهٔ ۸۴سر چو گوی افکنم به میدانش
  3. شمارهٔ ۸۵همین نه مستی و عشق است باده راز خواص
  4. شمارهٔ ۸۶مرا دلی‌ست پر از عشق و خالی از اغراض
  5. شمارهٔ ۸۷حسن جمال یار اگر جلوه کند به این نمط
  6. شمارهٔ ۸۸دلا زبان بیان را به عشق کن الفاظ
  7. شمارهٔ ۸۹سلطان دادگستر عشق جهان مطاع
  8. شمارهٔ ۹۰خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.