پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

خزان رسید به گلزارش از بهار دریغ

نهال عمر مرا ریخت برگ و بار دریغ

به انتظار نشستم به راه وعده وصل

گذشت مدت عمرم در انتظار دریغ

به درد و داغ شب هجر مبتلا گشتیم

به روز وصل نکردیم جان نثار دریغ

به این شمایل و خوبی به این کمال و جمال

ز بی‌وفاییت ای بی‌وفا هزار دریغ

کنون که صید تو گشتم بکش که می‌ترسم

پس از رمیدن من گویی از شکار دریغ

به یاد حق نکشیدیم یک زمان نفسی

(گذشت عمر و نکردیم هیچ کار دریغ)

بهار رفت و نشد لب تر از ساقی

گذشت بی‌می و معشوق روزگار دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲دام بلاست این تن خاکی ز جان دریغ
  2. شمارهٔ ۹۳با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف
  3. شمارهٔ ۹۴ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف
  4. شمارهٔ ۹۵دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
  5. شمارهٔ ۹۶بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاق
  6. شمارهٔ ۹۷اوقد النیران فی قلبی بایام الفراق
  7. شمارهٔ ۹۸روز ازل نوشت قضا چون برات عشق
  8. شمارهٔ ۹۹دل پاک و دیده پاک و قدح پاک و باده پاک
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.