پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

دل پاک و دیده پاک و قدح پاک و باده پاک

صوفی بیا که جامه تقوی زنیم چاک

در عشق دوست گر سر و جانم رود چه باک

عاشق به راه عشق نیندیشد از هلاک

گر باغبان به باغ سپارد مرا به خاک

صد جامه حیات بدوزم ز برگ تاک

خواهم به مستی از ملک العرش بگذرم

چون عشق جوش زد سمکی پرد از سماک

بر من همان لباس حیات ابد بود

پیراهنی که در غم عشق تو گشته چاک

خوش می‌روم بر آتش عشقت خلیل‌وار

گر باشدم چو شعله نمرود تابناک

جز نقش صورتت نپذیرد خیال غیر

لوح دلم به صیقل عشقت چو گشت پاک

از جان و تن خیال جدایی محال نیست

لیک از خیال دوست محال است انفکاک

آتش مزن به خرمن آزادگان عشق

اندیشه کن ز سوز دل و آه دردناک

پیداست سوز عشق تو بعد از وفات من

زآن داغ‌دار لاله که می‌رویدم ز خاک

ساغر بیا به میکده مستانه می‌ خوریم

وآنگه زنیم خیمه بر افلاک از این مغاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ای از فروغ مهر رخت ماه منفعل
  2. شمارهٔ ۱۰۲نه واعظ و نه محتسب آن جا نه قال و قیل
  3. شمارهٔ ۱۰۳ایام عمر می‌شمرد دور ماه و سال
  4. شمارهٔ ۱۰۴آن شب که قرین جام گشتم
  5. شمارهٔ ۱۰۵با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۰۶باز مستانه برون از در خمار شدیم
  7. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  8. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.