پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

نه واعظ و نه محتسب آن جا نه قال و قیل

میخانه خود بهشت بود باده سلسبیل

گویند عشق آتش سوزان بود ولی

من می‌روم بر آتش عشق تو چون خلیل

از عشق می‌رسد به دلم واردات غیب

با این که عقل نزد حکیم است جبرئیل

آن زلف سرکش است که افتاده پای خط

یا رب مباد آن که عزیزی شود ذلیل

در کوی عشق زندگی جاودان بیافت

هر عاشقی که از دم تیغ تو شد قتیل

صد آفرین به صنعت خود گر کند رواست

ایزد که آفریده جمالی چنین جمیل

از قول شیخ و واعظ نادان دلم گرفت

ساقی بیار می که ملولم ز قال و قیل

عزم رحیل به ز اقامت بود ولی

در کوی می‌فروش اقامت به از رحیل

باید که راه گم به بیابان عشق کرد

تا رهنمای وادی ایمن شود دلیل

رندان فتاده مست و خراب از شراب ناب

مست است ساغر از می عشقت چو ژنده‌پیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴آن شب که قرین جام گشتم
  2. شمارهٔ ۱۰۵با خیالت هر قدم از خویش بیرون رفته‌ام
  3. شمارهٔ ۱۰۶باز مستانه برون از در خمار شدیم
  4. شمارهٔ ۱۰۷شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم
  5. شمارهٔ ۱۰۸برخیز تا به راه خرابات پا نهیم
  6. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  7. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  8. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.