پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

برخیز تا به راه خرابات پا نهیم

پایی ز روی صدق به راه خدا نهیم

بیرون کشیم رخت ز اقلیم کن فکان

آنجا که پا ننهاده است ما نهیم

با محرمان خاک‌نشین آشنا شویم

پیش از دمی که رو به در کبریا نهیم

بیهوده سر به هر سر بیگانه نسپریم

روی نیاز بر قدم آشنا نهیم

ارباب صدق را به دل و جان بپروریم

انگشت رو به سینه اهل ریا نهیم

با صد جفا نه پای کشیم از طریق دوست

تا سر نهیم در سر مهر و وفا نهیم

از سوز عشق لاله رخ تازه هر زمان

داغی به روی داغ دل مبتلا نهیم

بر هم زنیم دفتر اعمال اهل حشر

گر ماجرای خویش به روز جزا نهیم

گر برق غیرتی نفروزد چراغ ما

بنیاد خانه در ره سیل فنا نهیم

ساقی چو دور ساغر و پیمانه ممکن است

امروز به وعده فردا چرا نهیم

می ده که نه رواق فلک را به هم زنیم

کاخ بلندپایه‌ای از نو بنا نهیم

ساغر به کنج کوی مناجات کم نشین

برخیز تا به کوی خرابات پا نهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  2. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  3. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  4. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  5. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  7. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  8. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.