پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

شب‌ها که با خیال رخت آه می‌کشم

نقشی به لوح دیده از آن ماه می‌کشم

تا شست‌و‌شوی دل کنم از غیر نقش دوست

ناشسته‌ روی جام سحرگاه می‌کشم

با سالکان میکده در شاه‌راه عشق

جامی به یاد رهرو آگاه می‌کشم

آویختن نیارم از آن دامن بلند

خجلت ز دست و پنجه کوتاه می‌کشم

یک تن ز همرهان طریقت نمی‌کشد

بار مذلتی که در این راه می‌کشم

یک ره دلم به حلقه آن زلف ره نیافت

بنگر چه ها ز طالع گمراه می‌کشم

گر دست من به چاه زنخدان او رسد

صد یوسف پیمبر از آن چاه می‌کشم

گوشم سوی سروش و سبوی میم به دوش

شکر خدا که باده به دلخواه می‌کشم

خاک در گدای خرابات بوده‌ام

منت کجا ز بارگه شاه می‌کشم

در دل فروزم آتشی از آه سوزناک

وز سوز سینه ناله جان‌کاه می‌کشم

ساغر مپرس قصه ز شب‌های محنتم

کز غصه خون همی‌خورم و آه می‌کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹تا به خاک قدم پیر مغان سر زده‌ام
  2. شمارهٔ ۱۱۰گیرم آخر دل از آن زلف پریشان گیرم
  3. شمارهٔ ۱۱۱بی‌سبب خار به چشم کرم یار شدیم
  4. شمارهٔ ۱۱۲تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم
  5. شمارهٔ ۱۱۳من همان رند خراب و عاشق و ‌دیوانه‌ام
  6. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  8. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.