پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

تا به کی فکر می و شاهد و ساقی و ندیم

نفسی تازه کن از عشق به انفاس نسیم

ای که با تازه جوانان سر یاری داری

رو غنیمت بشمر صحبت یاران قدیم

اشک سیمین و رخ زرد بود مایه عشق

کم‌عیار است به بازار محبت زر و سیم

تو مپندار که عشق آتش نمرودی نیست

آتش آن است ولیکن تو نه ابراهیم

زیر خاک است تو را مسکن اصلی فردا

گیرم امروز شدی پادشه هفت اقلیم

دست امید من و دامن بخشایش دوست

که روا باشدم امید کرامت ز کریم

گر مرادت بود از دوست رضای دل دوست

سر به فرمان خطش نه به رضا و تسلیم

دوری و وصلم از او مایه بیم است و امید

ورنه از دوزخ و جنت چه امیدی و چه بیم

آخر ای دوست نظر کن به اسیران بلا

که به هر گوشه فتاده است دو صد زار و سقیم

صفحه روی تو یا قبله ارباب نجات

کعبه کوی تو یا ساحت میقات کلیم

ما گر از اهل عذابیم برای که بود

حور و طوبی و لب کوثر و جنات نعیم

ساغرا می خور و پروا مکن از پرسش حشر

که غفور است و رحیم است خداوند کریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴ما دل به جور و جان به جفایت سپرده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۱۵گوشه امن و جام می ماه‌وشی مقابلم
  3. شمارهٔ ۱۱۶بازخواهم حذر از خرقه پرهیز کنم
  4. شمارهٔ ۱۱۷آن چنان عشق تو غالب شده بر جان و تنم
  5. شمارهٔ ۱۱۸نه زبان ورد تو تنها کند اندر دهنم
  6. شمارهٔ ۱۱۹به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم
  7. شمارهٔ ۱۲۰بتی فرنگ‌نژاد از نگارخانه چینم
  8. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.