پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

به کوی عشق سحر بی‌خود از شراب شدم

سراغ گنج غمت داشتم خراب شدم

چو ذره بودم اگر در هوای مهر رخت

ولی ز پرتو عشق تو آفتاب شدم

دو روز زورق هستی به بحر غم راندم

ز تندباد فنا غرق چون حباب شدم

حیات و موت که گویند در جهان این بود

که بعد ساعت بیداری به خواب شدم

به صبحگاه شنیدم ز گل به حسرت گفت

کجاست بلبل شیدا که بی‌نقاب شدم

نه یک دو ساغر ساقی چنین خرابم کرد

خراب مستی آن چشم نیم‌خواب شدم

ز بس که توبه ز می کردم و شکستم باز

خجل ز توبه و شرمنده از شراب شدم

برفت طاقتم از تن به طاق ابرویش

ز تاب طره پرتاب او به تاب شدم

پس از وفات ز خاکم گذشت بهر نثار

نداشتم دل و جانی ز خجلت آب شدم

هنوز ساغر می ناچشیده از دستش

ز عکس عارض ساقی در اضطراب شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱باز چون دیوانه دل را حلقه بر در می‌زنم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ای کرده غم عشق تو فارغ ز جهانم
  3. شمارهٔ ۱۲۳بر سرم آید و پرسد به اشارت حالم
  4. شمارهٔ ۱۲۴دل چون جام جهان‌بین ز خدا می‌طلبم
  5. شمارهٔ ۱۲۵گهی بی‌مهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
  6. شمارهٔ ۱۲۶مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
  7. شمارهٔ ۱۲۷تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
  8. شمارهٔ ۱۲۸منم که مست و خراب از صفای جام الستم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.