پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم

وقت شد وقت که از آتش دل جوش زنم

چند هشیاری و عقلم ره تقوی سپرند

عشق کو عشق که راه خرد و هوش زنم

عقل را پای کشم در خم چوگان جنون

دست در حلقه رندان قدح‌نوش زنم

زاهدان را همه در صومعه‌ها خون‌ریزم

طعنه بر مدعی خون سیاووش زنم

گر به دیوان جزا محتسبم مست کشد

دست بر دامن آن شاه خطاپوش زنم

در بر سوخته عشق توام خام هنوز

من که در میکده‌ها چون خم می جوش زنم

من که از دور تماشا نتوانم هیهات

که شبی دست بر آن زلف و بناگوش زنم

وعده بوسه شنیدم ز لبش چون ساغر

دم عیسی نفسی زآن دهن بوس زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارم
  2. شمارهٔ ۱۳۰کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
  3. شمارهٔ ۱۳۱تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
  4. شمارهٔ ۱۳۲خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
  5. شمارهٔ ۱۳۳ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون
  6. شمارهٔ ۱۳۴آن شب که با خیال تو خوش بود حال من
  7. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  8. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.