پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین

رند بی‌باک و قدح‌خوار خرابات‌نشین

منم آن مست که از روز ازل خاک مرا

زآتشین آب خرابات نمودند عجین

منع بیهوده مکن ناصحم از مستی می

لب جام است و لبم تا نفس بازپسین

منم آن عاشق دیوانه که چون مست شوم

خیمه عشق برآن سوزنم از عرش برین

عجب از جود گدایان که در این میکده نیست

گر ببخشند به شاهان کله و تخت و نگین

ساکنان حرم و بتکده را حیرانم

که اگر مرد خدایند چه کفر است و چه دین

روز ایجاد که قسمت به حوالت می‌رفت

من گزیدم ز جهان عشق تو بار ای زرین

من که از هر دو جهان مهر تو را ورزیدم

خون من بر تو حلال است بریز از ره کین

گر فراغت طلبی از غم بیهوده دهر

ساغر از ملک جهان گوشه میخانه گزین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
  2. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
  3. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  6. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  7. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  8. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.