پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای

کانچنین ژاله بر آن لاله احمر زده‌ای

سحر از خانه برون آمده‌ای جلوه‌کنان

آفتابی که سر از خانه خاور زده‌ای

به دل‌آرایی و خوبی علم افراشته‌ای

خیمه در مملکت حسن سراسر زده‌ای

رخ بر‌افروخته‌ای جان جهان سوخته‌ای

قد برافراخته‌ای نوبت محشر زده‌ای

کفر و ایمان به هم آمیخته‌ای زآن رخ و زلف

صنما سخت ره مومن و کافر زده‌ای

زده‌ای خنجر کین بر جگر سوختگان

فرصتت باد که خوش آب بر آذر زده‌ای

خویشتن را زده‌ای بر صف عشاق بلی

شاه‌بازی تو که بر خیل کبوتر زده‌ای

با حریفان نظر عربده‌جویی ز چه روست

دگر امروز مگر باده فزون‌تر زده‌ای

رشته جان اسیران همه بگسیخته‌ای

دست با شانه بر آن زلف معنبر زده‌ای

قوت روحی عجب از شربت جان ساخته‌ای

که به یاقوت لبت شهد ز شکر زده‌ای

کس به طراری و شوخی دلم از جای نبرد

تو به کار دل من شیوه دیگر زده‌ای

فکر بالای تو اندر دلم از صورت حال

نقش سروی‌ست که بر شکل صنوبر زده‌ای

جانب خلق نگه‌دار که آن دسته گل

خاک پایی‌ست که امروز تو بر سر زده‌ای

گر بود مهر و وفا پیش تو تقصیر رواست

که ز کین دامن قتلم به کمر در زده‌ای

می به جام دگران کردی و خون در دل من

سنگ بر شیشه‌ام ای چرخ ستمگر زده‌ای

می نابی که ز خم‌خانه ساغر بزنی

آب خضری‌ست به ظلمات سکندر زده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  2. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  3. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  4. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  5. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  6. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  7. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  8. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.