پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای

چه دست برد که بر چرخ چارمین زده‌ای

جمیل عالم جان است جبهه‌سای درت

به خاک درگه جانان مگر جبین زده‌ای

ز دیو برده تا خاتم سلیمانی

چه نقش‌های سعادت که بر نگین زده‌ای

ز عشق و مستی اگر توبه کرده‌ای به غلط

یقین به شمع شعور خود آستین زده‌ای

ز طرز بیهده دشمن‌نوازیت ای دوست

چه زخم‌هاست که بر این دل غمین زده‌ای

ز خط سبزه نوخیزیت ای بهشتی‌روی

قلم به صفحه اوصاف حور عین زده‌ای

بینم چو غمزه فتان آن دو نرگس مست

ز خیل غم‌زدگان راه عقل و دین زده‌ای

عنان‌گسسته ز هر سوی کاروان دل است

مگر تو شانه بر آن زلف عنبرین زده‌ای

ز دلبران ختن کرده‌ای نه غارت جان

هزار قافله دل از بتان چین زده‌ای

به ناوک مژه صید دلی‌ست کز هر سو

کمان کشیده به ابرو و از کمین زده‌ای

چه شعله‌هاست که امشب ز سوز دل ساغر

به غیر من فلک از آه آتشین زده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  2. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  3. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  4. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  5. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  6. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  7. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  8. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.