پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

چه مسجد است که مردم فتاده مست همه

فتاده‌اند چو مست از می الست همه

امام مسجد و منبر مرید واعظ و شیخ

به یک نگاه بتی داده دل ز دست همه

خبر برید به پیر مغان که در مسجد

ز جلوه صنمی گشته بت‌پرست همه

دهید مژده به می‌خوارگان که قاضی شهر

چه شیشه‌ها که ز بس مست شد شکست همه

دل رمیده جمعی ز دست برد قضا

تبار طره او گشته پای بست همه

طبیب گو سر خود گیر و راه چاره خود

که خلق در غم عشقش ز درد رست همه

به دیر و صومعه کس در به روی من نگشود

چه باب‌ها که به رویم زمانه بست همه

خوشم به حلقه رندان که در سماع و طرب

نوای عشق زند هوشیار و مست همه

صلای باده‌پرستی زنند ساغر را

ز دیر مغ‌بچگان جام می به دست همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  2. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  3. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  4. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  5. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  6. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  7. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  8. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.