پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو

رضای تو قضای حق قضای حق رضای تو

تویی که جان عالمی چه جان جهان جام همی

زهی صفا و خرمی به عالم از صفای تو

سزد که فخر هر زمان زمین کند بر آسمان

زهی شرافت مکان که اندر اوست جای تو

تویی که هر شب از فلک همی‌رساندت ملک

ندای انّنی معک به ذکر یا خدای تو

تو را سزد ز سروری به بنده مهرگستری

سزاست ذره‌پروری بر آفتاب رای تو

من حقیر کیستم خود آگهی که چیستم

چه کرده‌ام که نیستم به هیچ ره سزای تو

مکش به زاریم کنون به کام دشمنان دون

گرفتم این که شد فزون خطایم از عطای تو

مران به خواری از درم مکش به خاک و خون پرم

به آن سرا رود سرم نگردم از هوای تو

ببین به سویم از کرم که مانده‌ام اسیر غم

تو منعمی و محتشم منم کمین گدای تو

ز اشک و آه سرکشم میان آب و آتشم

تو را خوش است اگر خوشم قسم به خاک پای تو

فلک ز بخت پست من بود پی شکست من

چه کوته است دست من ز دامن رسای تو

مرا به جز تو هیچ کس نه جز تو از تو ملتمس

همین هوس مرا و بس تو دانی و خدای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  2. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  3. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  4. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
  5. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
  6. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  7. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
  8. شمارهٔ ۱۵۵دلا به کوی محبت دمی گذار نکردی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.