پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴

چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی

که کار ما نه به گلچین و باغبان بودی

به بلبلان کهن ناله یاد می‌دادم

اگر به گوشه گلزارم آشیان بودی

اسیر دام بلا گشته‌ایم ما اینجا

وگرنه منزل ما روضه جنان بودی

مکن ملامتم ای دل که کار ما از عشق

چنین نبودی اگر یار مهربان بودی

رقیب گمشده غماز بزم ما گردید

وگرنه از همه کس راز ما نهان بودی

پی نثار ره دوست نقد جان در کف

اگر نبود مرا کار دل چه سان بودی

رقیب گفته که من نیز جان دهم به رهش

چه می‌شدی به میان پای امتحان بودی

ز جان‌سپاری عشاق چون دلت خوش بود

به رهگذار تو کاشم هزار جان بودی

شب وصال و سرودی و شمع و مجلس انس

بهشت می‌شد اگر باده در میان بودی

به کوی میکده بعد از وفات من ساغر

چه بودی ار سر من خاک آستان بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۶ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی
  2. شمارهٔ ۱۵۷بخت آنم نه که با ما ز وفا بنشینی
  3. شمارهٔ ۱۵۸باز آ که مونس دل غم‌دیده منی
  4. شمارهٔ ۱۵۹ای چون رخت ندیده جهان ماه روشنی
  5. شمارهٔ ۱۶۰نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری
  6. شمارهٔ ۱۶۱بی‌سبب باز به عشاق سر کین داری
  7. شمارهٔ ۱۶۲الا ای آن که می‌خندی به رندی سرخوش و عوری
  8. شمارهٔ ۱۶۳دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.