پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

بخت آنم نه که با ما ز وفا بنشینی

ای خوش آن لحظه که از خشم به سویم بینی

تو و خودبینی و خودرایی و بی‌پروایی

من و افتادگی و عاجزی و مسکینی

رهرو دیر و حرم را ز تو نالان دیدم

من ندانم تو ستمگر به کدام آیینی

تا قیامت تو به این قامت اگر بخرامی

ننشیند به جهان فتنه مگر بنشینی

طعم شعد لب شکرشکن یار نداشت

بس مگس‌وار چشیدیم ز هر شیرینی

ای که از کفر گریزانی و دین می‌طلبی

بگذر ار هر دو اگر مرد حقیقت‌دینی

ساغرا بر در میخانه گدایی بطلب

که گدایان درت را همه سلطان بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹ای چون رخت ندیده جهان ماه روشنی
  2. شمارهٔ ۱۶۰نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری
  3. شمارهٔ ۱۶۱بی‌سبب باز به عشاق سر کین داری
  4. شمارهٔ ۱۶۲الا ای آن که می‌خندی به رندی سرخوش و عوری
  5. شمارهٔ ۱۶۳دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی
  6. شمارهٔ ۱۶۴گر باغ بهشت است و بت حور سرشتی
  7. شمارهٔ ۱۶۵خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنی‌
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.