پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی

آمد به گوش هوش سروشم ز جام می

ساز نوا به چنگ و نی آمد سروش غیب

گر نشنوی ز من بشنو از زبان نی

از غم گرت رسد المی چاره می کند

هان ای پسر ز من بشنو هی بنوش هی

دل زندگی ز می طلبد فصل نوبهار

اذ یطلب الحیواة من الما کل شی

می را اگر بها طلبد از تو می فروش

بگذر ز هر چه داری و مگذر ز جام می

آتش نسوزدت به خدا در جهان اگر

سوزد دلت به کش که نسوزد دلی به وی

منزل کسی شتافت که اندر طریق عشق

ره طی چنان که حاتم طی کرد کرد طی

شادم ز هجر چون ز پیش وعده است وصل

قربان آن غمم که بود شادیش ز پی

مستم چنان ز باده که آگاه نیستم

کی نوبهار آمده و کی برفت دی

مجنون اگر به ناله نمی‌داشتی اثر

لیلی چگونه زار برون آمدی ز حی

ساقی بگو ز باده به ساغر حکایتی

افسانه تا به کی ز جم و کی‌قباد و کی

پر مندرس شدیم خدا را وسیله‌ای

تا برکنیم رخت اقامت ز ملک ری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنی‌
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.