پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

باز آ که مونس دل غم‌دیده منی

آرام جان و مایه آسایش تنی

ساقی بیار باده از آن جام ده منی

تا چشم زال چرخ ببیند تهمتنی

پیمان‌شکن شدند حریفان انجمن

ساقی فدای دور تو پیمانه نشکنی

ای یار مهربان بنشان نخل دوستی

وی دوست برکن از ذلت این خار دشمنی

تا بر تو ناز شاید و تندی و سرکشی

بر ما نیاز باید و عجز و فروتنی

جامی بخور حکایت جمشید جم شنو

تا کی به فکر قصه دارا و بهمنی

چون تیره‌دل شدی ز غم دهر می بخور

بخشد صفای می به دل و دیده روشنی

پای ادب به ساحت می‌خانه پیش‌دار

آهسته نه قدم که به وادی ایمنی

شیخ صمدپرست گر این است و خانقاه

باز آن صنم پرستی و دیر و برهمنی

زاهد به زیر خرقه تزویر می ببر

افسانه شو به رندی و آلوده‌دامنی

ساغر به قول محتسب انکار می مکن

وز توبه توبه کن که نه کاری‌ست کردنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری
  2. شمارهٔ ۱۶۱بی‌سبب باز به عشاق سر کین داری
  3. شمارهٔ ۱۶۲الا ای آن که می‌خندی به رندی سرخوش و عوری
  4. شمارهٔ ۱۶۳دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی
  5. شمارهٔ ۱۶۴گر باغ بهشت است و بت حور سرشتی
  6. شمارهٔ ۱۶۵خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنی‌
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.