پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری

سزاوار است بالله گر به حسن خویش مغروری

در این عالم ندیدم آدمی با این دل‌آرایی

تو ای حور پری‌پیکر یقین از عالم نوری

تویی در پرده من بی‌چاره محرومم ز دیدارت

ولی شادم که از چشم بد اغیار مستوری

اگر نازی به عقل ای بی‌خبر از عشق معذوری

سفیدی از سیاهی فرق ندهد دیده‌ات کوری

به قید نخوت و کبر از ازل دانم گرفتاری

نگویم بیش از این عیبت برو ای شیخ معذوری

برو ناصح خدا را بگذر از پندم که می‌خواهم

تو را از دیده خود دور چندان کز دلم دوری

به حکم فتوی پیر مغان جام صبوحی زن

گر از رنج خمار باده دوشینه رنجوری

چه آهنگ است ای مطرب تو را زاین لعبت‌انگیزی

دریدی پرده عشاق و خود در پرده مستوری

شبی را در خرابات مغان رندانه می‌گشتم

خرد گفتا ادب منظور کن در ساحت طوری

دریغا از تو ای آفاق سیر صنع حق از تو

که خوش آیینه‌ صافی ولیکن در کف گوری

اگر رنج خمار آرد به شب‌ها مستیت ساغر

به جام می توان کردن سحرگه دفع مخموری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲الا ای آن که می‌خندی به رندی سرخوش و عوری
  2. شمارهٔ ۱۶۳دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی
  3. شمارهٔ ۱۶۴گر باغ بهشت است و بت حور سرشتی
  4. شمارهٔ ۱۶۵خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنی‌
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.