پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی

ای خوشا مستی و دیوانگی و بدنامی

ما به نکامای خود از تو بسی خورسندیم

کز تو چون آمده کام دل ما ناکامی

ما به هر آتش نمرود چو ابراهیمیم

که به جز عشق تو هر جوش برآرد خامی

زاهد از حیله درآویخت به سجاده کشی

صوفی از صاف‌دلی رفت به دردآشامی

پشه اوج هوای تو کند عنقایی

آهوی دشت وفای تو کند ضرغامی

ما که جامی ز کف عشق به یاد تو زدیم

گو کشد عاقبت کار به بدفرجامی

ساغر از عشق نکونام به بدنامی شد

که نکونامی عشق تو بود بدنامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸باز آ که مونس دل غم‌دیده منی
  2. شمارهٔ ۱۵۹ای چون رخت ندیده جهان ماه روشنی
  3. شمارهٔ ۱۶۰نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری
  4. شمارهٔ ۱۶۱بی‌سبب باز به عشاق سر کین داری
  5. شمارهٔ ۱۶۲الا ای آن که می‌خندی به رندی سرخوش و عوری
  6. شمارهٔ ۱۶۳دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نی
  7. شمارهٔ ۱۶۴گر باغ بهشت است و بت حور سرشتی
  8. شمارهٔ ۱۶۵خورشیدوار پرده ز رخ گر برافکنی‌
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.