پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی

به رنج گنج طلب کن ز کنج تنهایی

بلاکشان محبت به ملک هستی خویش

بلا کنند تمنا زهی تمنایی

امید و بیم کسان از فراق و وصل بود

مرا به عشق تو دیگر سری‌ست و سودایی

به حکم قتل من اینک نوشته کلک قضا

ز خط صفحه رخسار یار طغرایی

غریق موج بلایم میان دیده و دل

سفینه چون برم از ورطه دو دریایی

حریف عشق نه‌ای بر هلاک خویش مکوش

نه عاقلی‌ست زدن پنجه با توانایی

هر آن که دیده بود یک رهم به خدمت تو

بود که دیده بود بنده‌ای و مولایی

به طرز حافظ و سعدی غزل نگفت کسی

سفینه من به سزا راندم از دو دریایی

شراب امن بخور راحتی ز راح طلب

به کوی میکده از آسمان چه پروایی

چه خوش بود که به ساغر همیشه دست دهد

فراغتی و می و مطربی و مینایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
  2. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  3. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
  4. شمارهٔ ۱۵۵دلا به کوی محبت دمی گذار نکردی
  5. شمارهٔ ۱۵۶ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی
  6. شمارهٔ ۱۵۷بخت آنم نه که با ما ز وفا بنشینی
  7. شمارهٔ ۱۵۸باز آ که مونس دل غم‌دیده منی
  8. شمارهٔ ۱۵۹ای چون رخت ندیده جهان ماه روشنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.