پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری

همانا چند صبحی شام شد در خواب و بیداری

ملول از قیل و قالم آن چنان مستم کن ای ساقی

که از غوغای اهل حشر بینم رنج هشیاری

ز گبری و مسلمانی به دیر و کعبه دلتنگم

ندیدم در صلیب و سبحه تسبیحی و زناری

به مردان تحمل پیشه‌ بار عشق سنگین به

که خود آسیب غرقاب است کشتی را سبک‌باری

به کنج بی‌نوایی از جهان آسودگی بهتر

نمی‌ارزد جهان یک سر به غوغای جهان‌داری

نخستین درسم از استاد عشق این بود کز بطلان

به دور این جهان باید کشیدن خط پرگاری

رسوم عشق از من جو کم از فرهاد و مجنون گو

که این دیوانه دشتی‌ وآن مجنون کهساری

برو زاهد تو را با من چه نسبت از ازل باشد

من و مستی و بدنامی تو و زهد و نکوکاری

من آن مورم که آزار کسی را نیست یارایم

تو آن ماری که خو بگرفته‌ای با مردم‌آزاری

در این دیر کهن ساغر گرت آسودگی باید

به مستی خیمه بیرون زن از این خرگاه زنهاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  2. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
  3. شمارهٔ ۱۵۵دلا به کوی محبت دمی گذار نکردی
  4. شمارهٔ ۱۵۶ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی
  5. شمارهٔ ۱۵۷بخت آنم نه که با ما ز وفا بنشینی
  6. شمارهٔ ۱۵۸باز آ که مونس دل غم‌دیده منی
  7. شمارهٔ ۱۵۹ای چون رخت ندیده جهان ماه روشنی
  8. شمارهٔ ۱۶۰نگارا حسن و خوبی‌ را تو در آفاق مشهوری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.