پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

جانب صحرا روی و خلق ز هر سو

روی تو بینند و من ملولم از آن رو

منع نشاید مرا ز دیدن رویت

دیده نبندد کسی ز صورت نیکو

صورت انسان کجا و این همه خوبی

حور پری‌پیکری و ماه ملک‌خو

نیست به گلزار چون تو گلبن نازی

بوی تو را از که یابم ای گل خوش‌بو

کرده جهانی خراب و داده به تاراج

نیم اشارت از آن دو گوشه ابرو

خال سیه نیست آن به کنج لب یار

در لب کوثر نشسته هندوی جادو

معجزه و سحر اگر ندیده‌ای اینک

نرگس جادو ببین و لعل سخن‌گو

عشق من و حسن او طفیل هم آمد

باقی ایجاد از طفیل من و او

گوی فلک را گرفته عشق به چوگان

قدرت و نیرو ببین و قوت بازو

کوی خرابات عشق کعبه دل‌هاست

جز دل عشاق نیست محرم آن کو

در صف رندان نشست صوفی صافی

سبحه به یک سو نهاد و خرقه به یک سو

موسم گل می بخواه و سایه سروی

در لب جویی به یاد قامت دلجو

سوخت دل ساغر از تطاول گردون

سینه سوزان کجاست آه سحر کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  2. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
  3. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
  4. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  5. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
  6. شمارهٔ ۱۵۵دلا به کوی محبت دمی گذار نکردی
  7. شمارهٔ ۱۵۶ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی
  8. شمارهٔ ۱۵۷بخت آنم نه که با ما ز وفا بنشینی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.