پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو

عمر بر باد فنا رفت می باقی کو

تا به کی محنت هجران و غم قرب رقیب

غیرت عشق چه شد غایت مشتاقی کو

زهر غم کرده قلک اهل صفا را به مذاق

می صافی که کند بر همه تریاقی کو

می بخور نی غم بیهوده که عالم فانی‌ست

آن که مانده است و بماند به جهان باقی کو

زاین همه قول هوسناک سروری نفزود

مطرب از پرده غم نغمه عشاقی کو

بینمت خرقه و سجاده به می آلوده

زاهدا آن همه سالوسی و زراقی کو

ساغر از گردش ایام فتاده است ز پا

گیردش دست به یک دور قدح ساقی کو

بهر یک لقمه نان منت دونان چه کشم

یا علی قاسم الارزاقی رزاقی کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  2. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  3. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
  4. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
  5. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  6. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
  7. شمارهٔ ۱۵۵دلا به کوی محبت دمی گذار نکردی
  8. شمارهٔ ۱۵۶ما به کامی نرسیدیم از این خودکامی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.