پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

قربان راه رفتن و طرز نگاه تو

ای شاه‌زاده جان من و خاک‌راه تو

خواهم پس از وفات شوم خاک راه تو

شاید به خاک راه تو افتاد نگاه تو

ای آفتاب جلوه‌گر از خاک راه تو

وز عرصه خیال برون جلوه‌گاه تو

عاشق‌کشند و مست و نظرباز و حیله‌ساز

فریاد از آن دو فتنه‌گر دل‌سیاه تو

تا کی ستیزه فلک و قرب مدعی

ای دل کجا شد آن همه تاثیر آه تو

ای پیر می‌فروش خدا را حمایتی

کز آسمان گریخته‌ام در پناه تو

بر آستان میکده سر نه ز روی صدق

شاید که آسمان برباید کلاه تو

گر مقتضای عشق بود مستیت مترس

در هیچ نامه ثبت نگردد گناه تو

بر کس نظر نمی‌کنی اکنون ز فر و جاه

روزی بود که می‌رود این فر و جاه تو

ساغر پیاله گیر علی رغم مدعی

روز جزا علی‌ست شفیع گناه تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  2. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  3. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  4. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  5. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
  6. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
  7. شمارهٔ ۱۵۳کنج میخانه و ساقی و می و مینایی
  8. شمارهٔ ۱۵۴چه بودی ار چمن و باغ را خزان بودی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.