پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته

مدار عمر درازی به دور یار گرفته

چه جای عقل که سلطان عشق ملک وجودم

به حکم قوت بازوی اقتدار گرفته

صبا چو از گل رخسار یار دم زده امشب

سپیده‌دم نفس نکهت بهار گرفته

مرا ز مسئله جبر و اختیار چه گویی

که دست عشق عنانم به اختیار گرفته

ز صدر مصطبه عشق هر که پای کشیده

به کوی میکده عشق اعتبار گرفته

بیا که بزم حضور است و جمع حلقه عشاق

صلای عشق به هر مست و هوشیار گرفته

چه باکش از غم غرقاب هفت بحر هر آن کاو

ز موج حادثه با جام می کنار گرفته

ز راه دیر و حرم مانده پای رفتنم اکنون

که دامنم به بیابان عشق خار گرفته

خوش آن غریب دیاری که بعد مدت عمری

به عزم دیدن یاری ره دیار گرفته

به ملک روم صفا را به سعی طالبم اکنون

ز خاک خطه ایران دلم غبار گرفته

به کنج میکده عشق گنج یافته ساغر

که دل ز حاصل اوضاع روزگار گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  2. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  3. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  4. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
  5. شمارهٔ ۱۴۹ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانی
  6. شمارهٔ ۱۵۰دلا به دام هوس تا کی این تن‌آسایی
  7. شمارهٔ ۱۵۱نه از مستی طرب دیدم نه ذوق از عقل و هشیاری
  8. شمارهٔ ۱۵۲بشنو این نکته دلکش ز من شیدایی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.