پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

ای برده سبق جمالت از ماه

وز دلبریت تبارک الله

از غیرنوازیت صد افسوس

وز دوست‌گدازیت دو صد آه

جز عشق نداد درسم استاد

لله جزاه طاب مثواه

از عقل صلاح خود مجویید

بالعشق توکلوا علی الله

فرصت شمر این بقیه عمر

در میکده شو مقیم درگاه

پرهیز کن از صلاح زاهد

مشنو سخنان شیخ گمراه

ماییم گدای درگه دوست

داریم هزار فخر بر شاه

از حالت مستیم مپرسید

سری‌ست حدیث لی مع الله

گویند فسانه بر زبان‌ها

کس نیست ز سر وحدت آگاه

افسانه مخوان بده شرابی

مردیم ز غصه قصه کوتاه

ساغر نه رواست توبه از می

ته‌جرعه بنوش گاه و بی‌گاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  3. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  4. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  5. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  6. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  7. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
  8. شمارهٔ ۱۴۸جانب صحرا روی و خلق ز هر سو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.