پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن

یک شعله از این آتش بر عالم و آدم زن

از سوز جگر دل را آتشکده غم کن

بر آتش دل آبی از اشک دمادم زن

رخت از دو جهان برکن در ساحت عشق افکن

خرگاه جهان‌داری بیرون ز دو عالم زن

زآشفتگی زلفش در خلقه ما کم گو

واین حرف پریشان را در مجمع ما کم زن

ما غم‌زده عشقیم بر ساغر ما غم ریز

آزرده ز درمانیم بر شربت ما سم زن

پای طلب ما را در حلقه ماتم نه

تار طرب ما را در دایره غم زن

خونابه حسرت را بر سیل سرشک‌آمیز

صد طعنه به نوح آن دم از دیده پرنم زن

چون بخت وصالت نیست تا سختی هجران ساز

چون پای بهشتت نیست دستی به جهنم زن

در خلوت دیدارش در برزخ خود در بند

واندر حرم وصلش بر سینه محرم زن

بر لوح دل از لاهو یک نقش بزن وآنگه

صد نعره الا هو در گنبد اعظم زن

خصمی‌ست چو رویین‌تن نفس تو به میدان است

یک زخم ز چالاکی بر خصم چو رستم زن

چون ملک وجودت را پرداختی از دیوان

آنگاه سلیمان وار انگشت به خاتم زن

هم‌پایه دینت را بر ذروه بالا نه

هم دست یقینت را بر عروه محکم زن

از رنج و غم دنیا دل بد مکن ای ساغر

پیمانه خوشنودی در حلقه ماتم زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  4. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  5. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  6. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  7. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
  8. شمارهٔ ۱۴۷سخت دلتنگم از اوضاع جهان ساقی کو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.