پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن

به خاک کشتگان عشق دیدارت عبوری کن

نمی‌افتی ز حشمت گر به ما لطفی بفرمایی

سلیمانی تو آخر نه نظر بر خال موری کن

اگر چون روز روشن بایدت اسرار پنهانی

به کوی عشق یک شب را سحر با رند عوری کن

منور تا شود از پرتوت آفاق سرتاسر

برو چون جرم ماه از آفتای کسب نوری کن

خدا را کهنه شد تا چند این رسم مسلمانی

سلامت بایدم ای بت بیا از نو ظهوری کن

مرا مستی بود مقصود از می خواستن ساقی

تو خواهی بر سفالین کاسه یا جام بلوری کن

به کوی می‌کشان ساغر بگیر از ساقی و آنگه

تماشای بهشت و کوثر و حور و قصوری کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
  2. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
  3. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  4. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
  5. شمارهٔ ۱۴۳دلم قرار در آن زلف بی‌قرار گرفته
  6. شمارهٔ ۱۴۴دیدم نگار خود را چون آهوی رمیده
  7. شمارهٔ ۱۴۵قربان راه رفتن و طرز نگاه تو
  8. شمارهٔ ۱۴۶زهی کمال رای تو جهان به زیر پای تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.