پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

ای مرا سلسله عشق تو زنجیر برون

غم عشق توام آرایش بیرون و درون

طالبانت همه آواره سرمنزل عشق

عاشقانت همه سرگشته صحرای جنون

مرکز حسن تو از حلقه ادراک به در

نقطه عشق من از دایره عقل برون

هر دم از پرده درآیی به تجلای دگر

می‌بری دل به دو صد دلبری گوناگون

من کجا و به زبان ذکر جمیل تو کجا

نه به عقل آیی و ادراک که گویم چه و چون

نسبتم بس به تو ای دوست فزون از دگران

که تو را حسن فزون است و مرا عشق فزون

شور این نغمه نی پرده عشاق درید

مطرب آهنگ نوا ساز به لحن موزون

ما که از دوست نداریم به جز دوست طمع

کی شود ملتمس ما به اجابت مقرون

بی‌رخت کشتیَم ای دوست به غرقاب بلاست

بی‌تو‌ام دیده و دل دجله خونابه و خون

ساغر از دور تو یک دم به مرادی نرسید

جام مقصود تو ای چرخ نگون باد نگون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵به خم می که شکستی خم دریای فنون
  2. شمارهٔ ۱۳۶منم آن عاشق شوریده سر بی‌دل و دین
  3. شمارهٔ ۱۳۷نگارینا بیا از پرده بیرون آ ظهوری کن
  4. شمارهٔ ۱۳۸جانا نفسی آخر از آتش دل دم زن
  5. شمارهٔ ۱۳۹ای برده سبق جمالت از ماه
  6. شمارهٔ ۱۴۰دلا به میکده تا پای بر زمین زده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۴۱باز در بزم که لب بر لب ساغر زده‌ای
  8. شمارهٔ ۱۴۲چه مسجد است که مردم فتاده مست همه
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.